نقد فیلم فارغ التحصیلی

یکی از خصوصیاتی که ساز و کارِ فکری و فلسفی ما انسان‌ها را تعریف می‌کند این است که هیچکس خودش را به عنوان آدم‌بد ماجرا نمی‌بیند. برخی از بزرگ‌ترین بدمن‌های بزرگ سینما، آنهایی هستند که اتفاقا بعضی‌وقت‌ها خیلی بیشتر از قهرمان با آنها همذات‌پنداری و همدلی می‌کنیم. چون بعضی‌وقت‌ها بدترین و ترسناک‌ترین اتفاقات دنیا توسط کسانی به وقوع می‌پیوندند که هیچ‌وقت فکر نمی‌کردند در حال انجام بدترین و ترسناک‌ترین کارهای دنیا هستند. بلکه آنها از زاویه‌ی دید خودشان، کاملا درست، عادلانه و اجتناب‌ناپذیر بوده‌اند. هیچکس با خودآگاهی کامل نمی‌گوید که می‌خواهد دنیا را به جهنم بکشاند، بلکه از صمیم قلب باور دارد که در حال درست کردن دنیای خرابِ حال حاضر است. یا همه‌ی ما که هر از گاهی بدون خرید بلیت از گیت مترو رد می‌شویم یا از قدرت سیاسی‌مان برای جور کردن وام یکی از رفقا استفاده می‌کنیم، هزار جور دلیل برای توجیه کردن کارمان داریم. شاید اخلاق‌مدارترین انسان‌ها در زمان آرامش حرف از عدم قانون‌شکنی بزنند، اما کافی است همان آدم‌ها در گرداب سرگیجه‌آور و پیچیده‌ی زندگی گرفتار شوند یا به اندازه‌ی کافی به درون چشم هیولا زل بزنند تا خود بدون اینکه متوجه شوند به یکی از همان چیزهایی تبدیل شوند که علیه‌اش مبارزه‌ می‌کردند. بعضی‌وقت‌ها انگار «اخلاق» چیزی بیشتر از اختراع بشر نیست. چیزی که وقتی پایش بیافتد می‌تواند به اندازه‌ی مخترعانش پرعیب و نقص، غیرقابل‌اتکا و نامفهوم باشد.

«فارغ‌التحصیلی» (Graduation)، جدیدترین فیلم کریستین مونجیوی رومانیایی با این موضوع سروکار دارد. با فساد ریشه دوانده و گسترده‌ی جامعه‌ی رومانی که هیچکس یارای فرار از آن را ندارد، بلکه در تلاش برای مقابله یا فرار از تارهای چسبنده‌ی آن، خود به یکی از سربازانِ گسترش‌دهنده‌ی این فساد و بی‌قانونی تبدیل می‌شود. «فارغ‌التحصیلی» یکی از آن سینماهای آگاهی‌دهنده‌ای است که با روایت ساده و بی‌شیله‌پیله‌ی داستانش و بدون قضاوت کاراکترهایش، دست روی یک معضل و مشکل بزرگ اما عادی‌شده‌ی اجتماعی می‌گذارد و آن را به همان سادگی که در دنیای واقعی به یک روتین تبدیل شده به تصویر می‌کشد و از طریق تماشای آن متوجه حقیقتی می‌شویم که خب، بسیاری از ما خیلی راحت از کنارش می‌گذریم یا بدون اینکه بدانیم، یکی از کسانی هستیم که این معضل را مثل یک اپیدمی پخش می‌کنیم. نتیجه فیلم متواضعی است که مثل کارهای قبلی مونجیو، به ساده‌ترین شکل ممکن به یکی از کوبنده‌ترین و تفکربرانگیزترین فیلم‌هایی که این اواخر تماشا کرده‌اید تبدیل می‌شود و فرم فیلمسازی منحصربه‌فرد این کارگردان را با قدرت ادامه می‌دهد.